رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

اندر احوالات ما در اخر سال

1391/12/26 18:18
نویسنده : رومینا
289 بازدید
اشتراک گذاری

  دو سه روزه که درگیر جمع و جور کردن وسایل سفر هستم   قراره این ٥شنبه حرکت کنیم  دیروز با بابا احسان تمام ماشین رو از داشبورد گرفته تا رو کش صندلی حتی صندلی ماشین رو دراوردیم شستیم   ماشینمون تمیز شد با بابایی دلمون نمیومد سوار بشیم و کلی ذوق مرگ شدیم  اصلا لباس گرم نزاشتم   الان تازه اینجا هوا خیلی گرم شده چه برسه به بندرعباس . فقط میترسم رادوین مریض بشه بابا احسان میگه تا یزد بریم برگردیم ولی من قبول نکردم . ١٥ نفر هستیم  ٢ تا عموهام که هستن دایی جون و زن دایی جون و مادر هم میان . کلی خوش میگذره  رادوین  خیلی شیطون بلا شده تو خونه برای خودش مسابقه دو میزاره همش میدوه  بردمش دکتر برای چکاپ ماهانه ٨:٧٠٠ بود دکتر گفت که ٣٠٠ گرم کم داره ولی وقتی رادوین دوید به سمت من دکتر دهنش باز مونده بود گفت این داره راه میره گفتیم اره باورش نمیشد بعد گفت که ٣٠٠ گرم برای راه افتادنش هست لاغر میشه  الان دندون نیش بالایی هم درومده  هر روز وقتی این مرواریدهای خوشگلش رو میبینم کلی ذوق زده میشم  از الان شروع کردم برای رادوین  سفره هفت سین بچینم  امسال ما خیلی خوشحالیم  که دیگه سر سفره رادوین کنارمون میشینه .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان کیان کوچولو
27 اسفند 91 13:33
آخی سفر به سلامت دندون گل پسری مبارک عزیزم
مامان ساتیار
27 اسفند 91 18:24
ایشاالله به خیر و خوشی و سلامتی
مامان ساتیار
27 اسفند 91 18:25
هزار ماشاالله رادوین جونم خدا حفظت کنه عزیزدلم
روزهای شیرین
28 اسفند 91 0:01
وای رومینا دلم برات تنگ شده بود کجایییییی تو...انشا...بسلامتی برین و برگردین.خوش ذگره و همه چیز یادت باشه برگشتی تعریف کنی. منم بهت گفته بودم این جوجه عجله داره زود قاطی ماشه خیلی زود راه افتاده والا...ماشا... رادوین زرنگ من


مرسی از محبتت این چند روز اخر عید خیلی در گیر کارها بودم ببخشید بد جوری وابسته شما دوستای خوب شدم دلم براتون تنگ شده بود اره رادوین ما شیطون بلا هست .
معصومه
28 اسفند 91 10:59
خدا یا زمان در گذر است و مخلوقات در تغییر و سال جدید در شرف حلول و به ناچار 
تغییر تغییر تغییر پس برایت ارزومندم که زندگیت به بهترینها تغییر کند. . . . عید پیشاپیش مبارک عجیجممممم